منهنوزنبضممیزنه،چیزینموندهکهازدستبدمش..
میخوام امتحان کنم ببینم واقعا وقتی ذوقشو داری، همه چی دست به دست هم میده تا ازت بگیرتش. همه تجربههای تلخ صگیو خودم به زندگیم تحمیل میکنم. من سر دردام قمار میکنم. اگه ایندفعه بازنده شدم، بدون ایندفعه اسلحه دست من نبود، بدون ایندفعه من نزدم. بدون من سپردم به زندگی. همون شبی که دنجه، قلبت آروم میزنه و میگی یه بار دیگه باید اتفاق بیوفته. اصلا میدونی چیه؟ من میدونم که اتفاق میوفته.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر ۱۴۰۴ ساعت 0:24
توسط خانم رئیس!
|