🥊

ساعت ۷و۱۱ من تمرینم تموم بود، ساعت ۶ رفتم باشگاه استارت زدم.. ۵و۲۲ بیدار شدم. خوبم الان، خیلی زیاد.

1-1

خودتی و خودت.

برنامه.

امروز برنامه رو تنظیم کردیم با الف.ج شیش روز صبح هوازی دارم و سه روز بدنسازی. که بتونم واسه رزمی و شاید پرتاپ نیزه قوی بشم. نمی‌دونم ، تارگتی ندارم فقط میخوام رو خودم کار کنم تا اعصابم به جاهای باریک نکشه. یادم میمونه.. هر حرکتی میزنی اول چک کن ببین پنج سال دیگه چیزی بهت اضافه کرده یا نه.

کُشتی.

امروز تو باشگاه کشتی داشتیم، خیلی خوش گذشتتت. مخصوصا وقتی طرفو میزدم زمین. راستی! من وسط یه عالمه افکار عجیب غریبم راجب آدما. میخواستم جوابشو بدم اصلا بپرم رو پیامش، ولی گفتم دیشبو یادت رفته؟ دیدی چقدر غمگین و تنها بودی! واقعا مهمه. یعنی اگر جایی که بهشون نیاز داشتین نبودن، دیگه دلیلی نداره خیلی بها بدین بهشون. و تو؟ چندین ماهه داری با من بازی روانی میکنی، اما من دیگه فقط حوصله خودمو دارم و وقتی عصبی میشم حتی خودمم ب زور تحمل میکنم. می‌دونی دیگ آواز تو گوش صگ نمیخونم. دیگه احترام و توجهتو گدایی نمیکنم. تموم شد از سمت من ، کاری داری بشم الله خودت بساز و تلاش کن. تحقیرارو حتی میتونم با لحن صدا به یاد بیارم، همینقدر کینه‌ای. و من فوکوسم رو خودم و زندگیمه دیگه بسمه هر کار واسه هرکی کردم. میخوام پنج سال دیگه دست پر باشم میخوام قوی تر از همیشه بجنگم. و بوکس و مربی جدیدم؟ بعد از دو سال افسردگی و چنتا بیماری روانی دیگه منو نجات دادن. من لاشمو با کاردک از رو زمین جمع کردم. معلومه کسی بخواد خط بندازه روش از زمین حذفش میکنم. و در آخر قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری..

پدر؟

ازت متنفرم، کاش بمیری. کاش بمیری. کاش بمیری. تف میندازم سر قبرت. کاش بمیری.

ترس.

بیشتر مردم از ترس کاری نمیکنن ، اون حرکتی که دلشون میخوادو نمیزنن. و من؟ بی ردخور جزو بیشتر مردم نیستم.

خون.

صبح هوازی، عصر مبارزه. روبه‌روی استادم ایستادم؛ دنده‌هام چرخید، پام آسیب دید و دستکش‌هام خونی شد. بعضی دردها فقط یادت می‌ندازن که هنوز توی رینگی. و خب، اینکه استراحتو انتخاب نکنی، انتخاب خودته!
-خوبی دلارام؟! منو میبینی؟؟ میخوای بشینی؟
+نه ادامه بدیم..

خیانت.

وقتی میگم 6 تا 8 صبح پاشو ، پاشو. وقتی میگم کاراتو استارت بزن، انجامش بده. وقتی میگم با وجود بدن درد خودتو برسون اون باشگاه کوفتی، برو. وقتی میگم تو ده پونزده روزم متوقف نمیشی و میری جلو، همین کارو میکنی. وقتی میگم اگه چیزی داره اذیتت می‌کنه حذفش کن، حذفش می‌کنی. حواست باشه. به خودت خیانت نکن.

عضله.

وایییی دیروز ساعت ۵ونیم رفتم تمرین، واسه بوکس. سرم داغ داغ شده بود هیچ وقت با ورزش اینطوری نشده بودم. خیلیییی سخت بود. بعد ساق پام گرفت کلا. شب تا ساعت 3 خوابم نبرد از کوفتگی! بعد صبح ساعت 6 پاشدم رفتیم تمرین دوباره بدنسازی داشتیم و چابکی، لِه شدمممم. 9ونیم برگشتم، حالا نمی‌دونم برم کتابخونه یا چی. خلاصه عاشق هستی شدم خیلی خفنه مطمئنم قهرمان میشه. منم که خوشگل کلاسم و انرژی زنانه بالا.. ولی تا حالا با استاد مرد کار نکرده بودم. راستی درسته واسم سخته ولی امروز میخوام تکلیف یه چیزیو مشخص کنم :»

بال‌ها.

یهو به خودت میای و میبینی همون یه موضوع چقدر تورو پرت کرد عقب، چقدر باعث شد از لحاظ جسمی لاغر و ضعیف بشی، چقدر تحصیلتو تحت تاثیر قرار داد، چقدر باعث شد ماه ها و حتی سال های بدیو بگذرونی.. هُلت داد تَه دره، اما تو تا میتونستی بال های بزرگتر و قشنگتری ساختی، بدون اینکه متوجه بشی! چون مجبور بودی، تو نفهمیدی اما رشد کردی. باخت دادی اما یاد گرفتی، شاید زود بود اما الان وقت پروازه! نفهمیدی اما خیلی زیباتر شدی :»