تایمایی که حس میکنم هر کاریو میتونم انجام بدم خیلی خفنه. و وقتی خفن تر میشه که این حسو تو موضع درد و مشکلات دارم.! راستی این روزا: زنی که از ترس شوهرش اسم دکتره سونوگرافی رو از برگه پاره کرده بود. خانومی که گفت چون تو خوشگلی. رفیق جدیدمو و صورت ماهش. بایگانی و خانم ر،گ. حراست و تگ. خوابگاه و غذای افتضاح. مامان سلف، که هوامو داره. آدمای رندوم که به زیر چشمام گیر میدن. 9 تا مغز. چسب و بهار. خانواده و نجات. آیفون و حسرت و قدرت. لبوبوی اصل و رئیس بیمارستان. ترانکوپین یا دروغ. ذهن باز و فکر. عشق و گذشتن. خاک و نفس. رانندگی و سه تومن. اشتباه و اعتیاد. بیزاری.