راستی!
این مدت خیلی اتفاقا افتاده.. که ننوشتم ولی میخوام همرو در قالب کلمه بنویسم: خوابیدن رو پل
قلات
دراک و فتح
تنفر
کفتر و کلاغ
رفاقت ها
دوستی و عامو
کوچه و سیگار
چاقو
طعم تُرش
احترام بی پایان
مرد حشری
درجه هورنیت من
مقاومت در برابر هوای نفس
مامان تو مترو
داداش
جواب رَد و تماس آخر
قاطعانه و رُک
خداحافظی بدون خداحافظی
مَواد
طرح مامایی
شمال و استقلال فردی
دستگاه تتو
لب های بزرگ
اشک های ب،میم
تابلو میم، کاف
اتاق دو نفره
پروژه بهشت
خودکشی
تازیانه
هویت
اخراج
جسم خسته
و...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 22:36
توسط خانم رئیس!
|