این مدت خیلی اتفاقا افتاده.. که ننوشتم ولی میخوام همرو در قالب کلمه بنویسم: خوابیدن رو پل

قلات

دراک و فتح

تنفر

کفتر و کلاغ

رفاقت ها

دوستی و عامو

کوچه و سیگار

چاقو

طعم تُرش

احترام بی پایان

مرد حشری

درجه هورنیت من

مقاومت در برابر هوای نفس

مامان تو مترو

داداش

جواب رَد و تماس آخر

قاطعانه و رُک

خداحافظی بدون خداحافظی

مَواد

طرح مامایی

شمال و استقلال فردی

دستگاه تتو

لب های بزرگ

اشک های ب،میم

تابلو میم، کاف

اتاق دو نفره

پروژه بهشت

خودکشی

تازیانه

هویت

اخراج

جسم خسته

و...