اگه بیش از اندازه درد بکشی ، بیش از اندازه خیره بمونی و اون قرصای دو رنگو منظم بدی بالا، موضوع دردتو فراموش میکنی. یجوری سِر میشی که پشمات می‌ریزه. جالب نیستا اصلا حسی نداشتن جالب نیست، بعضی وقتا میگی کاش حس تنفر داشتم، یا حسادت یا حتی رقابت! هیچی.. نه حس خوب نه بد. انگار یه فضای پر از خلأ که معلق میمونی توش، باحاله اما نمی‌ارزه. کُلت بدن دستت بگن بزن میزنی، بپر میپری، تمومش کن تمومش میکنی. قانون پل طلایی شکسته شده واست. تو حالا میتونی هر چیزی باشی. از بدترین انسان تا بهترینش. اصلا بد و خوبو کی تعیین میکنه؟ که چی..