من ضربه زدم و ضربه خوردم. همهی ماجرا همین بود. اعتراف به گناهم و انداختن طناب دار گردنم. شروع جدید رو نمیدونم اما خدا باشه.. پاش وایمیسم، حقم بود هر چند بچهگانه بود اما حس میکنم این چیزیه که تو میخوای بهم بگی.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 2:13
توسط خانم رئیس!
|