Day 181
ثانیه ها فرار میکنن، من دارم بیشتر و بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم تلاش میکنم. شاید برای رهایی؟ و در آخر همه چیو به خدا میسپرم. راستی تو این روزا هر وقت از مصیبت حسینﷺ میشنوم، یهو بغضم شدت میگیره و سعی میکنه خفم کنه! من همه کار کردم و میکنم، بقیشو میسپارم به خدا و امام حسینﷺ :) کمکم کنید و نزارید ناامید شم. حتی بخاطر اینکه دل مادرم قرص شه کمکم کنید و هوامو داشته باشید:) نزارید از درگاهتون دست خالی برگردم. و در آخر جز خدای خودت مرحمی نخواهی یافت...
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 7:46
توسط خانم رئیس!
|