اینجا.
میدونم سخته اما تو هر روز داره مسیؤلیتات سنگین تر میشه، وقتی اومدی فقط یه دختر پراضطراب بودی و به اصطلاح دانشجو. اما الان موضوع دانشجویی هر روز داره جدی تر میشه و باید بدونی تو علوم پزشکی تو نمیتونی صرفاً پاس شی! تو باید بتونی تحلیل گر باشی، قراره حتی برای مدت کوتاهی جون انسان ها دستت باشه. باید هر چیزی رو بدونی! دیگه صرفاً یه دانشجو با کلی درس مونده رو دستش نیستی، یه پشتیبانی! در قبال مسیر آینده 20-25 تا دانش آموز مسئولی! هیچ تایمیو نمیتونی هدر بدی چون یکی دوماه دیگه کنکور دارن. دیگه فقط برنامه روتین خودت نیست، پلن روزانه و هفتگیت نیست، در کنارش باید هر هفته برنامه دقیقی برای بچه ها تنظیم کنی. دیگه فقط صحبت با خانواده نیست، باید دغدغه و درد دل 25 تا دانش آموزو گوش کنی و بدون احساسات فقط راهکار پیشنهاد بدی جوری که برگردن به بازی! هر هفته و هر روز! دیگه فقط مشکلات خودت نیست، روزایی که کار آموزی داری با بیمارا حرف میزنی بهشون خدمت میکنی، و هر چقدرم حالت بد بود اونجا باید خوش رو باشی و اتفاقاً با احساسات بهشون روحیه بدی. اینجا دیگه فقط تو نیستی، سایدهای مختلفتو باید وارد بازی کنی، اینجا دیگه فقط زندگی تو نیست، آدم های مختلفی به تو وصلن! اینجا دیگه فقط آرزوهای خودت نیست، مسیر و سلامتی بقیه هم وابسته به توعه! میدونم چی میخوای.. اما چشماتو باز کن و ببین الان چی جلوته حداقل باهاش بجنگ تا از سر راه کنارش بزنی. درست میشه اما اگر قبل از اینکه خیلی دیر شه تو به خودت بیای. هر چیزیو که خدا بهت داده میتونه تو یه لحظه ازت بگیره. کسی مسئول خواستههای تو نیست. حواستو جمع کن و توکلت به خدا باشه.